قالب وبلاگ



قرآن کتاب زندگی
تبلیغات وبلاگ مربوط به ((سرویس وبلاگ دهی پرشین بلاگ)) می باشد. 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

    دیدگاه قرآن در باره ی حسودان:

   حسود از نظر قرآن کسی است که آرزوی زوال (نابودی، کم شدن و از بین رفتن)نعمت دیگران را دارد.

   قرآن، ریشه ی بسیارى از گناهان را «بغیاً» به معناى حسادت دانسته است؛ از جمله نفاق.

   اولین قتلى که در زمین واقع شد به خاطر حسادت میان فرزندان آدم بود و اولین گناهى که در آسمان واقع شد، حسادت ابلیس به آدم بود.

   کلمه ی حسد با مشتقاتش چهار بار در قرآن آمده است: فتح ۱5، فلق 5، بقرة 109، نساء 54

   از نظر قرآن کریم حسد صفت زشتی است که هم به شخص و هم به جامعه ضرر می زند. خداوند خطاب به پیامبر اکرم (ص) می فرماید: “بگو از شرّ حسود آن گاه که حسد کند، به خدا پناه می برم” (فلق 5)

   از آیه ی فوق درمی یابیم: 1. حسادت، دارویى جز پناه بردن به خدا ندارد. «قل اعوذ... اذا حسد» و 2. حسادت، کم و بیش در افراد هست؛ اقدام عملى بر اساس آن گناه است. «اذا حسد»

   قرآن همچنین  متذکر داستان های درس آموز خود؛ همانند حسادت قابیل به هابیل (آیات 27 تا 31 مائده) و حسادت برادران یوسف و پی آمد های آن شده است (سوره ی یوسف)

   درآیه ی 54 سوره نساء نیز از مردمان می خواهد که نسبت به عطا و فضل الهی به دیگران حسادت را پیشه خویش نکنند و از حسدورزی نسبت به دیگری خودداری ورزند که امری ناپسند است؛ چرا که حسود، در مقابل اراده‏ى خدا قد علم مى‏ کند.

   بر اساس آیه ی 15 فتح شیوه ی رفتار و شعار دشمن، تابع شرایط است و مدام در حال تغییر است؛ ابتدا قصد تغییر کلام اللّه را دارد، ولى همین که موفّق نمى‏شود، تغییر موضع داده و به مؤمنان نسبت حسادت مى‏دهد.

   بقره 109: بسیارى از اهل کتاب (نه تنها خودشان ایمان نمى‏آورند، بلکه) از روى حسدى که در درونشان هست، دوست دارند شما را بعد از ایمانتان به کفر بازگردانند، با اینکه حقّ (بودن اسلام و قرآن،) براى آنان روشن شده است.

   طبق این آیه شعله‏ى حسادت، چنان خطرناک است که بعد از علم و آگاهى نیز فرو نمى‏نشیند.

   و در بعضی آیات از جمله آیه ی 90 بقره، بصورت غیرمستقیم به حسودان اشاره شده است: "بد معامله‌ای با خود کردند که به نعمت قرآن که خداوند بر آنها نازل کرد کافر شدند از روی حسد و ستمگری که چرا خدا فضل خود را مخصوص بعضی از بندگان گرداند (چرا پیامبری از غیر بنی اسرائیل برانگیخته)؟! و به واسطه این حسد باز خشم دیگری از خدای برای خود گرفتند، و برای کافران عذاب خواری مهیّاست."

   همچنین آیات 51 تا 54 نساء علّت کفر و بخل یهودیان را حسادت آن ها به رسول خدا می داند.

بر روی "مشاهده ی تمام متن" کلیک کنید.

 برگرفته از   islampedia.ir/fa     و     rasekhoon.net


   حقیقت حسد

   کسی که حسد می ورزد باید توجه داشته باشد که اولاً: “حقیقت حسد عدم رضایت به تقسیم نعمت از طرف خداوند است. ثانیاً: حسادت (نوعاً) نه تنها زیانى براى طرف مقابل ندارد، بلکه به نفع او است و باعث عزت او می شود؛ همچنین حسادت دیگران نوعاً موجب غیبت یا تهمت او شده و این کار موجب از بین رفتن گناهان او و به دوش کشیده شدن آنان توسط حسود مى‏گردد.

در نقطه ی مقابل حسد، “نصیحت” و “غبطه” قرار دارد. نصیحت؛ عبارت است از: خواستن نعمت برای دیگران. “غبطه”؛ یعنی انسان مثل امکانات و نعمت های دیگران را برای خود آرزو کند، بدون این که آرزوی زوال نعمت دیگران را داشته باشد.

فرق حسد با "غیرت": غیرت روحیه ای است که به دنبال آن، فرد خواهان نداشتن زشتی و بدی از فرد دیگری است.

 

   علت حسادت (نقش خود فرد):

   1. عدم رضایت از قضای الاهی (ضعف خداشناسی): بسیاری از اموری که انسان از خدا می خواهد می تواند برای او شر و بلا باشد و بسیاری از اموری که شر و بلا می نماید و انسان آن را ناخوش می شمارد می تواند برای او مفید باشد: عسی ان تحبوا شینا و هو شر لکم و عسی ان تکر هوا شینا و هو خیر لکم... (بقره 216)  2. خباثت و زشتی باطنی  3. احساس تهی و خواری کردن  4.روحیه خود خواهی و خود ستایی  5. روحیه ی دشمنی 6. آگاهی ناقص و تحلیل نادرست

 

   عوامل بروز حسادت (نقش دیگران):

   1. ذکر خوبی های دیگری
در داستان فرزندان یعقوب و حسادت ایشان نسبت به حضرت یوسف(ع) دقیقاً به این نکته پرورشی و تربیتی و اخلاقی اشاره شده است که حضرت یعقوب(ع) با رفتارهای خویش موجبات حسادت را در برادران برانگیخته است.
اگر حضرت یوسف(ع) در معرض قتل قرار گرفت و درنهایت با وساطت برادر بزرگ از مرگ نجات یافت و در چاه انداخته شد و سپس به عنوان برده به کاروانیان فروخته شد و موجبات جدایی پدر و فرزند خردسال فراهم آمد، ریشه برانگیخته شدن حسادت و زمینه های بروز آن را می بایست در توجه بیش از اندازه یعقوب(ع) و ذکر فضایل و یادکرد آن حضرت دانست.
حضرت یعقوب(ع) با آن که می دانست حضرت یوسف(ع) به مقامات عالی دست خواهد یافت و از پیامبران خواهد شد و این مسئله در خواب به یوسف(ع) بیان شده بود با این همه از مسئله حسادت فرزندان خویش آگاه بود و لذا از یوسف(ع) می خواهد که این فضیلت خویش را یاد نکند تا به گوش برادران نرسد. (یوسف آیه 5)

   2. اظهار محبت بیش از اندازه
   در گفت وگویی که قرآن از برادران یوسف درباره علل و انگیزه های قتل او و یا آدم ربایی و دورکردن فرزند از پدر بیان می کند به این نکته به صراحت و روشنی اشاره شده که پدر به ما کم توجه است و همه محبت و عشق خویش را به یوسف و برادرش می بخشد: قالوا لیوسف و اخوه احب الی ابینا: گفتند یوسف و برادرش موردمحبت بیشتر پدر است. (یوسف آیه 8)

   3. توهم حسادت زا:
   نیاز نیست که انسان رفتاری تبعیض آمیز داشته باشد بلکه رفتاری که موجب توهم و برداشت نادرست دیگران شود نیز می تواند در ایجاد حسادت نقش داشته باشد.

قرآن در آیه 8 سوره یوسف به این مساله از دیدگاه برادران یوسف می پردازد و نشان می دهد که در تحلیل و نگرش فرزندان نسبت به رفتار پدر چه چیزی مطرح است. آنان به صراحت پدر خویش را به گمراهی نسبت می دهند و می گویند که (پدر با این رفتار تبعیض آمیز خویش، عدالت و حق را مراعات نکرده است؛ زیرا آنان گروهی کارآمد و توانا و مفید هستند و خانواده ایشان بر نیروی آنها پایدار است در حالی که بجای آن که از این گروه مفید تشکر و قدردانی شود پدر از دو بچه خردسال حمایت می کند و آنان را مورد تشویق و محبت خویش قرارمی دهد.
در تحلیلی که برادران از رفتار پدر خویش ارایه می دهند به این مساله توجه دارند که از نظر آنان پدر قادر نیست تا رفتار درست تربیتی را در پیش گیرد و به جای آن که افراد و اشخاص مفید را تشویق کند، به کسانی توجه می کند که مفید و کارآمد نیستند.
به سخن دیگر برادران با ملاک و معیاری که دارند به ارزیابی و تحلیل می پردازند. از نظر آنان ملاک برتری و تشویق می بایست کارآیی و مفید بودن باشد؛ در حالی از نظر پدر ملاک و معیار، امری دیگر است. خردسالی دو فرزند موجب شده که کم تر به فرزندان بزرگ توجه شود. به نظر یعقوب نیازی نیست که برادران بزرگ و کامل و توانمند مورد توجه و اهتمام بیش تر قرار گیرند. این مساله موجب شده است که فرزندان بزرگ تر نادیده گرفته شوند. در حالی که آیه به خوبی نشان می دهد که فرزندان در هر سنی که باشند و حتی پس از آن که خود صاحب زن و فرزند می باشند احساس نیاز به محبت پدر و مادر دارند و هرگونه کوتاهی می تواند آثار زیانباری داشته باشد.

 

   آثار و ضررهای حسادت:

   یک. آثار معنوی: 

   1. نابود شدن ایمان: پیامبر اسلام (ص) می فرمایند: “حسد ایمان را می خورد، همان طور که آتش، چوب را از بین می برد”.  2. آفت دین  3. ناسپاسی انسان نسبت به پروردگار

   دو. آثار جسمی:

   1. از  بین رفتن راحتی و آرامش  2. نابودی جسم انسان

 

   راه های درمان حسد:

   مخفی و نهان بودن حسادت حسودان مساله را پیچیده و توان تحلیل درست و بازسازی رفتاری را از دیگران می گیرد. به همین دلیل، کسی به مشکل او پی نمی برد و برای کمک و درمان حسود اقدام نمی کند.

   1. اراده ی خود شخص: اولین قدم در درمان بیماری های درونی این است که شخص خودش بخواهد و ارادۀ چنین کاری را در خود ایجاد کند. به بیان شهید مطهری (ره): “یک تفاوت میان بیماری هاى روانى و بیماری هاى غیر روانى این است که بیمارى روانى را فقط خود انسان باید تصمیم بگیرد، ولى بیمارى غیر روانى را دیگرى هم مى تواند تصمیم بگیرد. یک بیمار غیر روانى ممکن است بیهوش هم افتاده باشد طبیب مى آید معالجه اش مى کند یا اگر نخواهد دوا بخورد آن را به زور به حلقش مى ریزند آمپول را به زور به او مى زنند و معالجه اش مى کنند، ولى در بیمارى روانى فقط و فقط باید خود بیمار تصمیم بگیرد احدى نمى تواند از ناحیۀ او تصمیم بگیرد. بنابراین بیمار روانى مسئولیت دارد؛ زیرا در عین این که بیمار است طبیب هم است و مسؤولیتش از آن نظر است که تو که طبیب خودت هستى چرا خودت را معالجه نمى کنى؟

   2. یادآوری نعمت ها: هرگاه نعمت های فراوان دیگران را می بیند، نعمت‏هایى را که خداوند به خود او داده است،به یاد آورد چرا که خداوند هیچ فردى را از همه خوبى‏ها محروم نمى‏کند.

   3. از بین بردن عوامل حسد: مثل تکبّر، ناسپاسی و...

   4. یاد مرگ و گذارا بودن دنیا (برگرفته از سایت تبیان)

   و...

[ چهارشنبه ٢۱ تیر ۱۳٩۱ ] [ ٩:٥۱ ‎ق.ظ ] [ ناشناس بماند ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

صفحات اختصاصی
آرشيو مطالب
RSS Feed


گشودن همه | بستن همه
فروش بک لینک طراحی سایت